طبق آخرین تحقیقات انجام گرفته مشخص گردید که هریک از انسان ها دارای رنگ خاصی هستند که نوع شخصیت و رفتار آن ها را نشان می دهد. در مطلب امروز قصد داریم به فروشندگان و کسانیکه می خواهند کالا یا جنسی را به دیگران بفروشند، نشان بدهیم که چگونه رنگ مشتری خود را در اولین تماس پیدا کرده و سپس طوری اقدام نمایند تا احتمال فروش خود را تا ۸۰درصد افزایش دهند.
طبق آخرین تحقیقات انجام گرفته مشخص گردید که هریک از انسان ها دارای رنگ خاصی هستند که نوع شخصیت و رفتار آن ها را نشان می دهد. در مطلب امروز قصد داریم به فروشندگان و کسانیکه می خواهند کالا یا جنسی را به دیگران بفروشند، نشان بدهیم که چگونه رنگ مشتری خود را در اولین تماس پیدا کرده و سپس طوری اقدام نمایند تا احتمال فروش خود را تا ۸۰درصد افزایش دهند. انسان ها به چهار رنگ تقسیم می شوند: ۱) رنگ قرمز ۲) رنگ زرد ۳) رنگ سبز ۴) رنگ آبی ▪ ▪ خصوصیات افراد قرمز رنگ: دارای هدف هستند(بی هدف وارد محل کسب شما نمی شوند)، با صدای بلند و محکم حرف می زنند، اعتماد به نفس بالایی دارند، رک صحبت می کنند، قاطع، جسور و همیشه مدعی هستند. خصوصیات افراد سبز رنگ: آرام هستند، خونسرد و بسیار مهربانند، به حرف دیگران زیاد گوش می دهند، علاقه مند به کمک به دیگران هستند، محتاط اند، زمان زیادی برای دیگران می گذارند، در خرید زیاد تخفیف نمی گیرند، خیلی سریع نمی توانند تصمیم گیری کنند. ▪ خصوصیات افراد زرد رنگ: شدیدا اجتماعی هستند، زیاد حرف می زنند، در خرید زیاد چونه می زنند، سرزنده و همیشه شاد و بشاش هستند، اکثرا با دوستان خود به خرید می روند، در حالت منطقی زود قانع می شوند. ▪ خصوصیات افراد آبی رنگ: در ارتباطات خیلی سرد، آرام و بسار منضبط و محتاط اند، در مورد هر موضوعی زیاد فکر می کنند، محافظه کار هستند. ● حال سعی کنید با هریک از مشتریان به گونه زیر عمل کنید: ۱) اگر مشتری شما قرمز رنگ بود: کوتاه و خلاصه صحبت کنید، صریح حرف بزنید، به آنها کاتالوگ نشان دهید(به جای اطلاعات به آنها تصاویر نشان بدهید)، نشان دهید کالای شما بهترین است، سعی نکنید بر آنها چیره شوید، به نظراتش احترام بگذارید، از رک گویی آنها عصبانی نشوید. ۲) اگر مشتری شما سبز رنگ بود: برای این دسته از مشتریان اعتماد و اخلاقیات بسیار مهم است، به آنها احترام بگذارید، به آنها مهلت دهید با خیال راحت تصمیم گیری نمایند، آنها را مجبور به خرید کالایی نکنید، آنها را در مورد کالای خود نگران نکنید(با استفاده نا بجا از این کالا خساراتی به شما وارد می شود)، با آنها ارتباط صمیم ایجاد کنید، از آنها بخواهید در مورد خرید کالای شما با دیگران مشورت کنند، اجازه دهید کالای شما را لمس کنند، این مشتریان فروشنده را در وهله اول به عنوان بهترین فرد ممکن می بینند( نگذارید وجهه شما نزد او خراب گردد). به یاد داشته باشید سبز ها وفادار ترین مشتریان هستند. ۳) اگر مشتری شما زرد رنگ بود: به این دسته از مشتریان کاتالوگ نشان ندهید زیرا حوصله خواندن آن را ندارند، به جای کاتالوگ برایشان از خصوصیات کالای خود حرف بزنید، با آنها صمیمی شوید، با آنها سرد ارتباط برقرار نکنید، این مشتریان زمانی که قول خرید میدهند خیلی زود فراموش میکنند به همین خاطر سریع با آنها معامله کنید، به دنبال ایده های جدید و خلاقانه در کالای شما هستند، پخش موسیقی در محل فروش بسیار در خرید آنها اثر میگذارد. ۴) اگر مشتری شما آبی رنگ بود: به آنها اطلاعات دقیق و منظم در مورد کالای خود بدهید، برایشان بصورت شفاهی توضیح ندهید، به مشخصات فنی محصول بسیار علاقه مند هستند، اگر قول خرید بدهد حتما خرید می کند، کوتاه و صریح با آنها ارتباط برقرار کرده و کالای خو را با کاتالوگ معرغی کنید، سریع تصمیم گیری نمی کنند، باید مطمئن شوند که کالای شما بهترین است، اجازه دهید کالای شما را از نزدیک بررسی کنند.
نوشته شده توسط مرامی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت | لینک ثابت |
در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین ":من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" به این میگن بازاریابی مستقیم
* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و می گه: "اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن" به این می گن تبلیغات
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" به این میگن بازاریابی تلفنی
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: " در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟" به این میگن روابط عمومی
*شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟" به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
* شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
* شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. سعی می کنید بهش کم محلی کنید تا از شما خوشش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِم شما دستِ دوست تون رو می گیره و با هم می رن سان فرانسیسکو. به این می گن اشتباهِ استراتژیک در بازاریابی.
* شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ به ش می دید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توی سرتون می زنه، چون شدیداً استقلالیه. به این می گن اشتباهِ تاکتیکی در بازاریابی.
* شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.
*شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.
*شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید. به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.
* شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار
* شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. به جایِ این که جلو برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون می گید که با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی.
* شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت می کنه و در موردِ شما توضیح می ده و شما با هردوی اونا ازدواج می کنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان!
* شما در یک مهمانی، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. سرگردان می شید که جلوی کدوم برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار
منبع: وبلاگ دکتر کامران صحت
نوشته شده توسط مرامی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت | لینک ثابت |
داستان زيباي حضرت يوسف، كه در قالب سريال تلويزيوني مخاطبان فراواني را به خود جذب كرده است، اين روزها به تعبير خوابي رسيدهاست كه خبر از وقوع ركود و قحطي پس از سالهاي رونق و فراواني ميدهد.
اين داستان براي ما با كاهش شديد قيمت نفت و درآمدهاي نفتي همزمان شدهاست، آن هم پس از اين كه قيمت نفت به ركوردهاي تاريخي خود رسيده بود. البته اقتصاددانان، پيشتر تعبير اين خواب را گفته بودند و براي آن صندوق ذخيره ارزي را پيشبيني كرده بودند، اما از آنجايي كه به اقتصاددانان به چشم خوابگزاران معبد سرمايهداري نگريسته ميشد، توصيههاي آنان جدي گرفته نشد. اقتصاد ايران با همه تنوع و زرق و برق خود همچون اقتصادهاي هزاران سال پيش كه متاثر از عامل برونزاي باران بودند، متاثر از عامل برونزاي قيمت نفت است. واقعيت اين است كه تاثير نفت در اقتصاد ايران خيلي بيش از آن چيزي است كه نسبت صادرات نفتي به GDP نشان ميدهد. از اين رو اقتصاد ايران به موتوري تشبيه شده است كه مادامي كه پول نفت به آن تزريق ميشود، كار ميكند و كل اقتصاد و بخشهاي توليدي و خدماتي از رونق نسبي برخوردارند، اما با سقوط قيمت نفت اقتصاد نيز به تدريج به ركود فرو ميرود و اين وضعيت ركودي براي اقتصادهايي كه به دوز بالاي نفت معتاد شدهاند، ميتواند وخيمتر باشد. براي مقابله با اين وضعيت، صندوق ذخيره ارزي با دو هدف ايجاد شده بود: ضربهگير در برابر نوسانات نفت و عاملي براي پيشگيري از بروز بيماري هلندي. البته بيماري هلندي مدتها است كه عود كردهاست و نشانه بارز آن هم افزايش ناگهاني قيمت مسكن بود، اما انتظار ميرفت كه اين صندوق حداقل، نقش خود را به عنوان ضربهگير و ذخيره احتياط ايفا كند، اما قيمت نفت بيش از حد تصور بالا رفت و سالهاي رونق نفتي بيش از ميزان پيشبيني بود و اين توهم را به وجود آورد كه قيمتهاي بالاي نفت براي هميشه تداوم خواهد داشت. از منظر اقتصاد، جالبترين بخش داستان يوسف پيامبر مربوط به سالهاي رونق است. در داستان حضرت يوسف 7 سال رونق و آباداني و سپس 7سال قحطي و خشكسالي رخ ميدهد. با مقايسه اين داستان با شرايط كشورهاي نفتخيز، ميتوان حدس زد كه چه بسا براي يوسف پيامبر اين سالهاي رونق، سختتر از سالهاي قطحي بوده باشد، چرا كه بايد در برابر خواسته عمومي براي مصرف بيشتر و لذت بردن از سالهاي رونق ايستادگي ميكرد و در مقابل هوس كساني ميايستاد كه ميخواستند آثار رونق مقطعي را بر سر سفرههاي خود ببينند. تئوري اقتصاد سياسي و تجربه امروز كشورهاي نفتخيز نشان ميدهد كه اين كار چقدر سخت و طاقتفرسا است و ايستادگي در برابر هوس مصرف منابع موقتي، همانقدر سخت است كه ايستادگي در برابر خواسته زليخا
__________________ علی معلم از سایت فرابورس
نوشته شده توسط مرامی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت | لینک ثابت |
اطلاعيه ذوب آهن اصفهان در مورد عرضه كالا در بورس بنا بر اعلام سايت اطلاع رساني شركت محترم ذوب آهن اصفهان اين شركت در روز چهار شنبه 20/09/1387 كالايي در بورس عرضه نمي كند و اولين روز ارائه كالاهاي اين شركت در بورس كالاروز يكشنبه مورخ24/09/1387 خواهد بود
ذوب آهن اصفهان
نوشته شده توسط مرامی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مرامی در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت | لینک ثابت |
درباره وبلاگ
بازدیدکننده محترم سلام شما در این سایت می توانید از امکانات زیر بهره مند شوید: ارائه آخرین اخبار ورویدادهای دنیای فولاد و آگاهی از معاملات تالار بورس کالا به صورت آنلاین- اطلاع از آخرین معاملات تالار بورس لندن و تحلیل و بررسی آن - اطلاع از قیمت فروش میلگرد آجدار و سهولت در خرید - بررسی سایت های اقتصادی و فولادی و... نظرات شما در پیشبرد راه ضروری است تلفن همراه:09123102129 پست الکترونیک:m.marami@yahoo.com آدرس دیگر سایت: www.marami.ir